|
کورش بزرگ
بنا به گفته هرودوت و طبق کتیبه های بدست آمده در حدود 650 سال قبل از میلاد مسیح , هخامنش در قسمت شمال شرقی و مشرق خوزستان کنونی سلسله کوچکی تشکیل داد. پادشاهان این سلسله تا قیام کورش بزرگ از سلاطین ماد اطاعت می کردند. مورخین نوشته اند: آزیدهاک پادشاه ماد که دخترش را به ازدواج کمبوجیه در آورده بود شبی در خواب دید که از شکم دخترس تاکی روئیده که تمام آسیا را در بر گرفته است. وی تعبیر این خواب را از مغان خواست و مغان در جواب گفتند : دخترش دارای پسری خواهد شد که تمام آسیا را تسخیر خواهد کرد. آزیدهاک چون تعبیر خواب شنید پنداست نوه اش تاج و تخت او را تصاحب خواهد کرد, لذا دخترش ماندانا ( مادر کورش) را از پارس به ماد فرا خواند و او را نزد خود نگهداشت تا اینکه کورش بدنیا آمد (598 سال قبل از میلاد) . آزیدهاک کودک نوزاد را به وزیر خود هارپاک داد که وی را به قتل برساند. هارپاک کودک را به چوپان شاه بنام مهرداد داد و اجرای فرمان شاه را به وی محول کرد. تصادفا" در همان روز سپاکو همسر چوپان فرزندی مرده به دنیا آورده بود, مهرداد کورش را بجای این طفل نگهداشت و فرزند مرده خود را در بیابان طعمه جانوران کرد. و در ظاهر بدستور هارپاک هم عمل نمود.
کورش در دامان مهرداد و سپاکو بزرگ شد تا در سن ده سالگی همبازی بزرگ زادگان شد.روزی هنگام بازی بچه های ديگر کورش را به پادشاهی برگزيدند, او بعضی از کودکان را که از اوامر وی سرپیچی کرده بودند تنبیه کرد. بزرگ زادگان از این کار پیش اولیاء خود شکایت کردند و این موضوع یگوش آزیدهاک رسید. آزیدهاک برای آنکه چنین کودکی با این همه تهور و جسارت را از نزدیک ببیند کورش را پیش خود احضار کرد. پادشاه از بیباکی و شباهت فوقالعاده کورش به خود او در شگفت شد و بیاد خوابی که چند سال پیش دیده بود افتاد و هارپاک را نزد خود خواند و در باره قتل نوه خود کورش از او تحقیقاتی کرده به این نتیجه رسید که این بظاهر چوپانزاده همان کورش پسر کمبوجیه است, سخت در هم شد و در خفا در صدد انتقام برآمد و چنین گفت : " وجدان من از کاری که کرده بودم ناراحت بود و همواره می بایست توبیخ و شماتت دخترم را گوش کنم , حالا که طفل زنده مانده , باید خدا را شکر کرد و ضیافتی داد , پسرت را بفرست که همبازی نوه من باشد و خودت هم به ضیافت من بیا" سپس دستور قتل پسر هارپاک را صادر کرده و در ضیافتی شاهانه گوشت او را به هارپاک خورانید. آزیدهاک بعد از مشورت با مغها صلاح در آن دید تا کورش را به پارس نزد پدر و مادر واقعی اش فرستاد. کورش در دربار پدر خود کمبوجیه (که پادشاه پارس و دست نشانده ماد بود) بزرگ شد و در ابتدا او در خیال شورانیدن پارس بر ماد یا تاسیس سلطنت بزرگی نبود. هارپاک با کورش از در دوستی در آمد و پس از تلاش زیاد او را بر ضد شاه برانگیخت. آزیدهاک از عصیان و سرپیچی کورش واقف شد و سپاهی فراهم کرده فرماندهی آن را به هارپاک داد , این وزیر که منتظر چنین فرصتی بود بجای جنگ تسلیم کورش گردید و به وی ماحق شد. آزیدهاک ناچار با عده معدودی به جنگ کورش رفت ولی در نزدیکی پاسارگاد از کورش شکست خورد و به اسارت افتاد. به این ترتیب سلسله ماد (550 قبل از میلاد) بدست کورش منقرض شد.
منشور حقوق بشر
وسعت ایران در دوره هخامشسیان
کورش برای تمام جهانیان چهره تاریخی آشنائی است , زیرا چه در کتاب یهودیان و چه مسیحیان و چه در آثار مورخان بزرگ باستانی به تفصیل از او یاد می شود. آنان گفته اند : ـ کورش پادشاهی بود ساده , بلند همت و شجاع , همواره خیر زیردستان خود را می خواست و مردمان او را پدر می خواندند. ـ او به همه مردمی که در فرمان وی بودند امنیت بخشید و خدایان وی را دوست داشتند. ـ کورش سرداری بزرگ و رهبری عالیقدر برای وطن خود بود. در زمان او ایرانیان فرمانروای ملل بسیار شدند , وی به همه این مردم آزادی بخشید. ـ کورش امپراطوری خود را بر اساس خشونت بپا نکرد بلکه حقوق ساکنان هر کشوری را که فتح می کرد و نیز ارزش تاریخ گذشته آنان را تصدیق می نمود. در باره چگونگی در گذشت کورش بین محققین اختلاف نظر است لیکن سال مرگ او را عموما" پیش از میلاد ذکر کرده اند و به هنگام مرگ 70 سال داشته است.
آرامگاه کوروش
|